خدا! آخه کی می خوای تکلیف منو با خودم روشن کنی؟ از هیچ چیز تو زندگیم لذت نمی برم! تو حق نداری با من اینکارو بکنی. آخه چی میخوای از من؟ دلم میخواد بگیرم بزنمت. زورت بیشتره؟ به تخمم! فوقش تو منو بیشتر میزنی. می خوام بینم آخه کجایی تو لعنتی؟ اصلا هستی اخه الاغ؟!! آخه چه مرضی داری؟ چرا دست از سر من بر نمیداری؟ خستم کردی.اگه نیستی که برو گمشو اگرم هستی که آخه از چی می ترسی بیا بشین ببینم چی می گی.
منو میبری میندازی یه جایی که می دونی طاقتشو ندارم، میدونی ضربه میخورم. نمیدونم به کی بگم؟ تو که دیگه خیلی بی غیرتی، یعنی فحشتم می دم دیگه محلم نمیذاری. دستت درد نکنه. من فقط یه چیز ازت خواستم. میخوام باشی، که نیستی.
رونوشت:
شیطان جهت استحضار و لذت فراوان!

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی