چرا يه نفر پيدا نمي شه با من كتك كاري كنه؟
اَه اين سارا هم رفته همه كلاساشو تواون روزايي گرفته كه من تهرانم.آي اينقدر دلم تنگ شده برا لحظه لحظهء اون 12 سالي كه با هم بوديم.هه . چقدر نقشه كشيديم كه يه كاري كنيم لا اقل تو يه دانشگاه نباشيم!!!
آخ دلم يدونه از اون مشتايي ميخواد كه يه دفعه وسط حرف معلمه به هم ميزديم و با پست فطرتي تمام از ديدن قيافه جا خورده و كتك خورده همديگه ريسه ميرفتيم! هه هه.واي از وقتي كه اون معلم كامپيوتره انگشتشو به سمت ما ميگرفت و مي گفت” چي گفتم؟“ و اينجانب شروع ميكردم به رده گويي !
آي كله خراب كجايي كه بياي بريم بازم با ميله هاي تير بسكتبال موازي شيم؟!
هي بيا قلاب بگير من ميخوام از اين ميله برم بالا .بدو تا اين معلمه نيومده!
واي سارا بدو كه صداي كليداي خانوم ضيايي مياد!
